دور باطل محاسبات اشتباه واشنگتن در غرب آسیا
دولت آمریکا با قطع کمک ها به آنروا، امید کمی که برای حل و فصل اختلافات رژیم صهیونیستی و فلسطین وجود داشت را نابود کرده و نقش خود به عنوان "میانجی صادق" را با وجود تلاش این کشور برای بستن این عنوان به خود، زیر سوال برده است.
لوبلاگ مینویسد: اتحادیه اروپا، تصمیم آمریکا را "تاسف برانگیز" خواند. آلمان که به دلایل آشکار قویترین پشتیبان اسرائیل در اروپاست، متعهد شد که "به طور قابل ملاحظهای کمک مالی خود را به آنروا افزایش دهد."
در خود آمریکا نیز سناتور دیان فینشتاین در توئیتی نوشت: "تشدید فقر در فلسطین، تنها به افراط گرایی کمک و تشکیلات خودگران فلسطین را تضعیف میکند و امنیت اسرائیل را به خطر میاندازد. در واقع قطع کمکهای مالی به آنروا غیر انسانی است و منافع ما را در منطقه تحلیل میبرد."
با این اقدام، دولت آمریکا امید کمی که برای حل و فصل اختلافات رژیم صهیونیستی و فلسطین وجود داشت را نابود کرده و نقش خود به عنوان "میانجی صادق" را علیرغم تلاش این کشور برای بستن این عنوان به خود، زیر سوال برده است.
این بیانیه آمریکا با توجه به حمایت بی نظیر از رژیم صهیونیستی در مورد موضوع فلسطین دور از انتظار نبود. بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی، از مخالفان دائمی دولت مستقل فلسطین بوده است، اگر چه برای مخاطبان خارجی گهگاه خلاف این باور را بر زبان میآورد.
لوبلاگ میافزاید: واشنگتن علاوه بر انتقال سفارت آمریکا به قدس و حمایت از رژیم صهیونیستی، از مصر حمایت میکند تا اقتصاد غزه را خفه کند. کنست این رژیم نیز تصمیم گرفته است که شهروندی درجه دوم را در فلسطین اشغالی برای اعراب به رسمیت بشناسد.
با تشکیل اتحاد غیررسمی بین رژیم صهیونیستی و کشورهای کلیدی عرب خلیج فارس برای مقابله با ایران، توجه و حمایت دولتهای خلیج فارس به فلسطین نیز کم رنگ شده است. این کشورها بیش از مقابله با رژیم صهیونیستی و دفاع از فلسطین، اغلب به احیای آنچه "سرزمین عرب" خوانده میشود، میاندیشدند. به این ترتیب هیچ یک از این کشورها هزینه سیاسی یا امنیتی را برای مقابله با انزوای شدید فلسطین نخواهند پرداخت. هزینه اخلاقی که بماند!
فهم منطق آمریکا در مورد اقدامات این کشور در غرب آسیا در زمینه داخلی آسان است، اما در مورد منافع ملی غیرممکن است. سیاستهای آمریکا نسبت به ایران با خصومت دیرینه نسبت به آن از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، باعث شده تا ترامپ ضمن اعلام خروج از توافق هستهای ایران که به زعم صحه گذاشتن آژانس بین المللی انرژی اتمی بر پایبندی ایران بر تعهداتش در توافق هستهای، در راستای حمایت از رژیم صهیونیستی تلاش کند اتحاد خود با کشورهای عرب منطقه را تقویت کند. حتی به بهانه ادعای مداخله ایران در جنگ یمن، به حمایت از بلندپروازیهای جنگ طلبانه عربستان نیز پرداخت. دولت آمریکا در حالی نقش عمدهای در تلفات بالای غیرنظامیان در حملات نظامی علیه یمن نقش دارد که این اقدام منطبق با هیچ یک از منافع اساسی و حیاتی این کشور نیست.
لوبلاگ میافزاید: آمریکا در غرب آسیا دارای منافع است. واشنگتن تامین امنیت رژیم صهیونیستی، مبارزه با تروریسم و جلوگیری از هر گونه تهدید اختلال در جریان نفت را از عمده منافع خود در این منطقه میداند.
در پایان این مطلب نویسنده هیچ یک از منافع آمریکا را از طریق سیاستهای کنونی قابل حصول ندانسته و این امر را نشان از ناکامی آمریکا در تجزیه و تحلیل استراتژیک اعلام می کند.
ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *